تبليغاتX
خلوت خيال
تجارب معلمی و اشعار معاصر

 

سرنوشت چيست ؟ (قطعه اي است تقديم به همه دوستان وبلاگ نويس )

از كدامين درخت تكيده بگويم

از كدامين برگ ريزان خسته ي زير باران

و از كدامين قصه ي ناتمام ناگفته

.......كه از هر كجا آغاز كنم قصور ورزيده ام

بايد دل به دريا زد ،بايد چون دريا شد ، بايد دل دريايي داشت وگرنه هيهات ،هيهات

ماندنت مرگ است و بودنت خزان ، هستي ات هامون و زندگيت شكري و طعامي

و اي كاش مي شد در آزادي هم باز آزاد بود .

چيزهايي مي آزاردت ، چيزهايي كه به تو چسبيده اند و رهايت نمي كنند .

جدانشدني و سايه به سايه با تو در حركت

حتي وقتي كه آزادي ، زماني كه دل دريايي داري ،و آنگاه كه به اوج ميرسي

عشق ، كوچ، هجر ،اشك ، دل ، فراق ودست هاي ملتمسانه خواهـــــــــش

گردش يك روز در شهر را با دريغ آرزومندي و آواز سكه هايي را در محبس لباس

نه اينكه دريچه اي دارد آن ، نه اينكه بي محابا خواهان چيزي هستي ، نه اينكه دست اخلاص داري ،نه.............

تنها به اين دليل كه تو، تو هستي ، همين قدر ،همين حد ، همين اندازه .

آيا اين همان سرنوشت است ؟

باور كن آسوده اي

تلاش تو ، همت تو ،احساس تو .............نه !!

چيزي نمي شنوي ،باز در نيمه را كاستيها خواهي بود

پس

همان به كه آغازت نقطه ي پايان باشد

دردت ،چهره ي خندان

و دلت به وسعت چمدان هاي لذت

شرح اين قصه انجامي ندارد ،انجامي هم اگر داشت از بهر ما نيست

ايا اين همان سرنوشت است......................




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 18:10 توسط :: مسعود.مسافر ::

سلام به همه ي گل هايي كه با موفقيت آزمونهاي پاياني را به اتمام رسانده اند  خسته نباشيد ...

براي آن دسته هم كه يكي دوتا تجديدي آورده اند  آرزوي موفقيت دارم .

سلام اوقات فراغت




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 18:7 توسط :: مسعود.مسافر ::

سلام به همه ي وبلاگ نويسان

يه خبر خوش مي دونيد چي شده

خلوت خيال دومين سال خود را سپري كرد و قدم به سومين سال خود گذاشت

از همه شما كه  در تنهايي خلوت خيال قدم گذاشتيد سپاسگزارم

تولدت مبارك




لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 18:6 توسط :: مسعود.مسافر ::