فرصت كم است
بايد راه افتاد
بايد به گياهان يكايك سلام گفت
بايد كنار چشمه هاي جهان بيدار نشست
وروي در آينه صافيشان آراست
بايد به پا خاست
بايد
به بالاي بلند امواج درياها نماز برد
بايد فروتن شد
و هرشب را
در كشكول درويشي يك حلزون گذرانيد
بايد در سينه ي صدف خزيد ودر پرتوي چراغ مرواريد
سرمشق تنهايي رج زد
بايد با ساربانان همراه شب صحرا را يك جا نوشيد
بايد ميليون ها دست پينه بسته را با
فروتني گل رس در كوره پزخانه ها بوسيــــــــــــــــــــــــد
فرصت كم است ......
بايد راه افتاد .....................
موسوي گرما رودي

در اين بن بست
دهانت را مي بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي بويند .
روزگار غريبي است نازنين
و عشق را كنار تيرك راه بند تازيانه مي زنند
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
در اين بن بست كج و پيچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود شعر
فروزان مي دارند
به انديشيدن خطر مكن
روزگار غريبست نازنين
آن كه بر در مي كوبد شباهنگام
به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد
و تبسم را بر لب ها جراحي مي كنند و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
روزگار غريبست نازنين
...........
احمد شاملو

ایام دهه فجر برهمه شما مبارک باد
امیدوارم همه ی روزهایتان شاد و همراه با موفقیت باشد


ترس از مدرسه :
ترس ها ي مدرسه اي دو نوع است حالات شديد آن براي كلاس هاي اول تا سوم است كه دائما از درد هاي گوناگون مي نالند يا دچار كم خوابي و بد خوابي اسمي شوند ، بي اشتها هستند ، اگر در اين سنين اصلاح و درمان نشوند ممكن است به كلاس هاي بالاتر كشانده شود .
حالت ترس از مدرسه معمولا پس از يك بيماري است و حكايت از درد و رنج ودر نتيجه گريز از آن دارد . برخي روانشناسان ماهيت آن را نوعي نوروز دانسته اند و معتقدند كه كودكان آگاهانه خود را به اين حالت مي زنند تا از نوازش و محبت ديگري برخوردار شوند.
