و براي من وتو
كه پر از سايه ي تاريك هستيم
چه عجيب است امروز
چه شتابان سپري شد ايام
روزهايي سرشار
كه كنار من و تو
سايه آوار نمي ساخت دگر
مي پريـــــديم ز بام و كوچه
چون پرنده .......چون زاغ ........چون پرستوي سراسر خوش حال
در صميميت سيال هوا
كاش مي شد كه دوباره نوشيد
زندگي را با آب
ســــــــــــــرد ســــــــــرد ســـــــــــرد
با يك ليوان
در تب تابستان...

منتظران ازدواج
اي كه جوابم دهي از بهر كار .........................انتظر... ينتظرو ....انتظار ![]()
حوصله سر رفت از اين يكه كار..... انتسب ....ينتسبو .......انتساب![]()
اين يكي آمد كه جوانان زار ...... افتخر ......يفتخرو ........افتخار![]()
آن يكي هم وعده به قيل و به قال ..... اشتغل ......يشتغلو.....اشتغال![]()
خسته شديم زين همه از كار زار ..... انزجر .......ينزجرو .......انزجار![]()
دوره ي.
............................... اعتدل ......يعتدلو........اعتدال ![]()
دوره پرسيدن از اين يكه كار ........ انتحر.......ينتحرو........انتحار![]()
ليك جواني نبود اين روال........ احتمل.....يحتملو ......احتمال ![]()
غصه نخور بيمه ي عمر شباب ........ اكتسب...يكتسبو.....اكتساب![]()
كار بياموز و در اين ره شتاب ........ انتخب....ينتخبو.....انتخاب![]()
صبر و تلاش و كمي هم امتناع ...... اجتمع....يجتمعو ....اجتماع![]()
دانش و تدبير و پس از اين دوگام ....... اهتمم....يهتممو ....اهتمام ![]()
همت افزون كندت در ديار ............... اشتهر ...يشتهرو ...اشتهار![]()
چون كه سر كار شدي كن حراج ......... ازدوج....يزدوجو......ازدواج![]()
دور شود از تو پليدي به بال ............. ابتذل.....يبتذلو.....ابتذال![]()
حال نما پند سلیمان جوان امتحن....يمتحنو...امتحان![]()


