باید به خودم و تمامی کسانی که در ادامه برقراری راه وبلاگ نویسی با من همراهی کردند تبریک بگویم
به حول قوه الهی وبلاگ خلوت خیال یک ساله شده اردیبهشت سال قبل شروع کردم .امیدوارم توانسته باشم به اندازه حداقل یک جمله برای خوانندگان مفید باشم .به امید روزهای بهتر
![]()


![]()
این اولین پست در وبلاگ بود
درخت سيب
در باغ كه بودم به درختان پر از ميوه ي سيب خنديدم .
باغبان آنجا بود ناگهان ديد كه من مي خندم
مانده بود و ز پي حيرت خود
با دوچشمش به لبم مي كوبيد .گفتمش
خنده بر سادگي سيب زدم
پشت اين باغ بزرگ
كودكاني هستند
كه فقط نام درخت سيب را مي دانند
و دو عكسي از آن
در كتاب هاي دبستانيشان
من به اين خنديدم .

قسمتي ازبرنامه شادی در خانواده
(با رعایت برنامه های زیر شادی در خانواده و محیط کار را افزایش دهید )
1. احساسات ناگفته ، تنفرات کینه های خود را مؤدبانه برای فردی که از او ناراحتیم بیان کنیم به صورت: الف)کلامی ب ) نوشتاری ج )از طریق فرد دیگر مثل مشاور
2. بینش خود را در مورد مؤقعیت های آینده مشخص کنیم و بهترین آن رابرگزینیم .
موقعیت هایی چون :الف )بدبین بودن ب ) واقع بین بودن ج ) خوش بین بودن
3. از خود بپرسیم :الف) در حال حاضر چه کسانی اطراف من هستند
ب )این افراد چه ویژگی های خوب ومثبتی دارند .
ج )محل زندگیمان چه ویژگی های مثبتی دارد .
د)خود من چه ویژگی های مثبتی دارم .
4. آینده را خوش بینانه بنگریم. لزومی ندارد وقتی هنوز درباره آینده اطلاعی نداریم تصویر بد و ناراحت کننده ای از آینده ترسیم کنیم .
5. فعال باشیم : الف )فعالیت عمومی: فعالیت های روزمره
ب )فعالیت های اختصاصی : ورزش ، پیاده روی ، دوچرخه سواری ، شام بیرون از منزل
6. زندگی ماشینی را کنار بگذاریم و ارتباطات اجتماعی را افزایش دهیم .آیا از خود پرسیده اید:((چه مدت است پدر ومادر خود راندیده ام))؟
{ اجزای شادی چهار دسته هستند :الف)احساسات خوشی و سلامتی (تقویت کنیم )
ب ) رضایت از زندگی (تقویت کنیم )
ج )نداشتن اضطراب
د )نداشتن افسردگی
اول بدانیم خودمان چقدر شادیم. فرمول شادی ( احساسات ناخوشایند - احساسات خوشایند = شادی)
سپس بدانیم دیگران چقدر شادند –با توجه به حالات چهره –حرکات چشم ها، لحن صدا، خنده های واقعی - باتوجه به مطالبی که فرد در مورد احساسات خود بیان می کند مثل :پاسخی که دربرابر(( چه طوری؟)) ،می دهد.منظور پاسخ های منفی –توجه به گفتار افراد که بدبینانه صحبت می کنند یا خوش بینانه }
7. برقراری با یکی از افراد خانواده یا دوستان به طوری که بتوانیم موضوعاتی که روح مارا به خود مشغول می کند را با او در میان بگذاریم پس لازم است فرد مزبور مورد اعتماد باشد .
8. در زندگی تنوع طلب و خلاق باشیم .
9. خاطرات خوب گذشته را مرور کنیم : الف )خاطرات خوب گذشته
ب )خاطرات بد ،گناه ها ، افسردگی ها
ج )خاطرات آینده ،عدم موفقیت در آینده
10. افکار شادی آور را پرورش دهیم : الف )افکار وسواس (نکند فلانی بمیرد ، نکند من موفق نشوم )
ب )افکار زاید (چرا من را دعوت نکردند ، چرا ...
ج ) افکار شادی زا (آیا می توانم دکوراسیون اتاق را به شیوه دیگری تغییر دهم ،آیا میتوانم فرزندم را به شیوه دیگری از خواب بیدار کنم ، چگونه میتوانم محبت را...)
11. کم کردن توقعات : میزان انتظار از زندگی خود و دیگران را مشخص کنیم اگر برای کسی کاری میکنیم نیئت اصلی ان این سه مورد باشد . (برای رضای خدا . برای وجدان اخلاقی . برای خودمان )
12. خود باشیم برای خودمان نه برای دیگران (چشم همچشمی ، تعارف زیاد و عدم جرأت نه گفتن را از خود دور کنیم )
13.کارهایمان با برنامه باشد تا از سردرگمی تلنبار شدن کارها جلوگیری شود .
14.سعی کنیم در زمان حال زندگی کنیم :
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن فردا که نیامده است فریاد مکن
سعی کنیم جسم وروحمان در یک زمان باشد (درحالی که غذا می خوریم به فکر کار و مسائل دیگر آینده نباشیم)
15- به شادی در زندگی اهمیت دهیم خود را درگیر کار پیش از حد و طاقت فرسا نکنیم قبول داشته باشیم شادی بدست آمدنی است .
عوامل تأثیر گذار بر شادی : ثروت :رابطه کمی با شادی دارد فقط تا حدی است که نیازهای اساسی تأ مین شود.
تحصیلات : به دلیل تأثیر گذاری بر وضعیت اقتصادی و ارزش اجتماعی مهم است .
اوقات فراغت : تا اندازه ای تأثیر داردو گاهی اثر عکس ایجاد می کند .
کار : شادی را افزایش می دهد
شخصیت مناسب ، همسر خوب ، ایمان قوی ، متأهل بودن :شادی را افزایش می دهند .
فواید شادی : 1- خطر ابتلاء به سرطان را کاهش می دهد.
2-خطر ابتلاء به آنفلانزا را :کاهش می دهد (چون سیستم ایمنی بدن را قوی میکند .تنفس راحت تر می گردد.
3-رضایت از زندگی را افزایش می دهد .
4- عملکرد شغلی و تحصیلی را بهبود می بخشد.
5- اعتماد به نفس را افزایش می دهد .

ادامه خواندن در ریاضی

روش های پیشنهادی تقویت خواندن مسائل ریاضی و درک مفهوم مسئله
1- استفاده از روش های ایفای نقش
2- استفاده از بازی و ریاضی
3- استفاده موسیقیایی
4- استفاده از مسئله سازی و مسئله نویسی ودر نهایت مسئله خوانی
5- استفاده از روش های تجسمی
6- استفاده از شخصیت سازی
------------------------------------------------------
1-روش های ایفای نقش :
دراین روش معلم مسئله را با کمک ایفای نقش مشخص کرده و خواندن مسئله را به صورت برش در نمایش تقویت می کند .مثال :
معلم این مسئله را روی تخته می نویسد ) تخم مرغ فروشی25 تخم مرغ را به مشتری اول و 15 تخم مرغ را به مشتری دوم و 6 تخم مرغ را به مشتری سوم فروخت اگر او 100 تخم مرغ داشته باشد چند تخم مرغ فروخته است؟ و چند تخم مرغ برایش باقی مانده است؟ )و یک بار خودش روی آن می خواند
ایفاگران نقش : معلم در نقش تخم مرغ فروش - دانش آموزان در نقش خریداران
وسایل مورد نیاز :میز معلم – یک جعبه گچ که روی آن نوشته 100 عدد(یا دسته های ده تایی نی )
اجرا :
تخم مرغ فروش (با فریاد )آهای تخم مرغ دارم بدو تخم مرغ های ارزان دارم
مشتری اول :آقا تخم مرغ ها چند است ؟
تخم مرغ فروش : به اندازه درست خواندن ...
مشتری اول :چه چیز را باید بخوانم؟
تخم مرغ فروش قسمت اول این مسئله ی روی تخته (دانش آموز باید تلاش کند قسمت اول مسئله را صحیح بخواند آنگاه تخم مرغ فروش به او 25 تخم مرغ می دهد ، دانش آموز عدد 25 را روی تخته می نویسد .و می رود این روش برای دو مشتری دیگر تکرار می شود )
معلم از کلاس می خواهد که به تخم مرغ فروش کمک کنند که بداند چند تخم مرغ فروخته است
دانش آموزان خود رادرگیر مسئله می کنند و در دفتر خود اعداد را جمع می کنند و به عدد 46 می رسند .همین تفریق را روی تخته می نویسند.
معلم می گوید حال بگویید از 100 تخم مرغ چند تخم مرغ برایش مانده است؟
قسمت اصلی کار این جاست که بچه ها باید توانایی تشخیص عملیات 54=46-100 را داشته باشند و این عمل را در دفترهایشان بنویسند ودر تخته منعکس نمایندسپس یک بار مسئله را بخوانند و جواب را مرور کنند ودر نهایت مسئله ی بعدی طرح شود .

تقدیم به معلّمان جهان

تقدیم به معلّمان جهان
معمار دانایی
آنکه نقاش است و نقشی ساخته
با قلـــــــم طرح نویی انداخته
در مسیر واژه های دوستــــــــی
سطر سطــری زآشنایی داشته
آنکه چون اسطوره های پارســی
عین ولامی را به میم افراشته
هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان
پوششی بر جـــــهل جاهل بافته
آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا
از یرای درس خـــــــــود آراسته
چشمه های معرفت جوشــــد ز او
دانشی از حد فزون انبـــــــاشته
لحظه هایش پر شده از خـاطرات
خاطراتی که زدل جان باخـــته
هرچه از عطرش ببویم کم بود
او گلستان ها ز گل ها کاشته
آنکه معمار است و الگوی همه
لاله ای بر قلب خود بگذاشته
با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد
چون جلوداران به کفران تاخته
آن معلّم آن مرّبی آن که او
از فنونش عالمی پرداختــــــــه
او عزیز است و مقامش پاس دار
چونکه یزدان نام او بنگاشته
عارف آن باشد که چون قطعه زمین
هرکسی او را لگد انداخته
یعنی از زهد و کلام و علم او
ذره ای از دانشش برداشته
بار الا ها این سلیمان را مدد
تا چو ابران سایه ها افراشته

فرهنگيان عزيز!
سلام بر شما فرهنگيان عزيز كه نماد واقعي مظلوميت در دوره اي به شمار مي رويد كه بيشترين شعارها را در مورد عدالت شاهديم، و معلم نيز اين مهرورزي و عدالت را چشيد و شب عيد را در زندان، دور از خانواده گذراند.
لقب هاي زيادي به ما معلمان داده اند ازجمله «دلاور» در زمان جنگ، «قانع» در زمان سازندگي، «نجيب» در زمان گفتگوي تمدن ها، و حالا ... عناوين مختلفي برايمان تراشيده اند: معلم نما!، اخلالگر!، مهره ی اسرييل و آمريكا!، ضد انقلاب! و...
و اما عدالت: به نحو احسن برقرار است چون هيچ معلمي را نمي توان يافت كه آسوده خاطر باشد و فكر معيشت و گذران زندگي او را از پاي نينداخته باشد، هيچ معلمي نيست كه شرمندهي زن و بچه و پدر و مادر و... نباشد، فرزند معلمي را پيدا نميكنيد در ايام تعطيل كه همه به مسافرتهاي آنچناني جزاير و كشورهاي دور و نزديك ميروند، رفته باشد و غم از چشمانش نبارد، و دردهاي زياد ديگري كه اظهرمن الشمس است. آري عدالت است كه همهي «معلمان» بالسويّه در دردها مشتركند.
يك نكتهي جالب اين كه فقط معلم است كه بايد صبر كند و ديگران صبر ندارند، معلم به قول آقايان مصرف كننده است و ديگران توليد كننده، سواد آقايان را در جاهاي ديگري به جز مدرسه توليد كردهاند كه نمي توانند خط معلم را خوانده و درد او را بفهمند.
آقايان مسئول :
متشکریم که سکوت کرده اید تا در هرکوی و برزن، پیر و جوان و خرد و کلان به ما طعنه بزنند که: " معلمان مگر چکار میکنند، 15 روز که ایام عید تعطیل هستند، سه ماه تابستان هم تعطیل می باشند، در کلاس هم که درس نمی دهند... پس غلط بیجا هم میکنند که توقع حقوق بیشتر دارند!"
متشکریم که سکوت کردهاید تا سربازان گمنام امام زمان (عج) با معلمانیکه تقاضای ایجاد برابری دارند (و نه بیشتر) مثل شهرام جزایری به عنوان زیاده خواه و دزد بیت المال و اخلالگر برخورد کنند و باتوم بر سر معلمان خود فرود آورند.
متشکریم که سکوت کردهاید تا نيروهاي امنيتي كه بايد حافظ امنيت و مجري قانون در جامعه باشند، با بي قانوني معلم را در كلاس درس، در مقابل چشمان اشك آلود و وحشت زده دانش آموزان بازداشت کنند.
از شما ممنونيم که سکوت کردهاید که هر مرجعی که دستی بر آتش بیتالمال دارد، اول برای کارمندانش پاداشهای مصوب داخلی بگیرد و در نهایت پس ماندهها را به معلمان و وزارت بهداشت و از این جور سازمان های به ظاهر بیاهمیت مملکت بدهد.
ما از شما متشکریم که سکوت کردهاید تا در رسانهی درخشان ملی(بخوانيد خصوصي) هر روز در بوق و کرنا کنند که پاداش پایان سال همهی کارمندان دولت 175000 تومان است اما اعلام نکنند که پاداشهای درون سازمانی میلیونی در وزارت نفت، نیرو، دارایی، و. . . از کجا تأمین می شوند و به چه کسانی داده میشود؟!
آقايان مسئول! از شما متشكريم كه به جاي گوش كردن به درد دل معلمان زحمتكش و پاسخگويي به آنان و حل مشكلات، با ايجاد رعب و وحشت و دستگيري و بازداشت غيرقانوني همكارانمان و فيلترينگ، سعي در خاموش كردن فرياد عدالتخواهي معلمان داريد و اين كار را تا جايي ادامه داديد كه مجامع بين المللي از جمله فدراسيون جهاني اتحاديههاي معلمين(EI)، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)و سازمان ديدهبان حقوق بشر(ITUC) براي چندمين بار اعتراضنامههاي شديداللحني را خطاب به شما مسئولين ناشنوايمان صادر نمايند.
از شما متشکریم که سکوت کردهاید با این که می بینید درسؤالات آزمون استخدامی سال 85 بانک ملت این سؤال را برای ایجاد فرهنگ معلم ستیزی مطرح میکنند که: ((معلمان همواره نسبت به حقوق خود معترضند اما به نظر من معلمان بیش از حق خود حقوق دریافت میکنند. بلی - خیر )). لابد فرهنگ معلم ستیزی در بانکهایی که به اسم این ملت و با پول این مردم فربه شدهاند مرسوم می باشد.
از شما متشكريم كه به جاي رفع مشكلات و تسريع در رسيدگي به حقوق حقه ی ما معلمين با پخش اخبار نادرست، و وعده هاي توخالي، در صدد تخريب افكار عمومي جامعه بر عليه معلمان برآمدهايد و در اين راستا سازمان مديريت و برنامهريزي با ارائه ی آمارهاي حقوقي غيرواقعي و كذب، سعي شما را در اين زمينه كامل كرده است.
باز هم از شما متشکریم که همهی این موارد را می بینید و باز هم سکوت میکنید.
آقايان ممكن است بتوانيد در كوتاه مدت افكار عمومي مردم را تخريب كنيد ولي اين را هم بدانيد كه مغزهاي فهيم پانزده ميليون جوان و نوجوان، و عملاً هفتاد ميليون ملت ايران در اختيار ماست، (چون هر خانواده حداقل يك دانشآموز در كلاس درس ما دارد) واي از روزيكه دهان ما باز شود و روشنگري كنيم و از بي عدالتيها و ظلمها و رانتخواريها و... بگوييم.
آقای رئیس جمهور در شعارهاي تبلیغاتی خود بيان كرده بوديدكه اگر بنده به عنوان ریاست جمهوری انتخاب شوم تا دو سال بیشترین هم و غم خودم را در امر آموزش و پرورش صرف می نمایم، گفته بوديدكه بايد مدارس را زيبا كنيم تا براي دانشآموزان جذاب باشد، گفته بوديد كه معلم بايد بدون هيچ دغدغهاي وارد كلاس درس شود، پس چه شد اين وعدهها؟! اكنون كه با اين برخوردها روز به روز بر دغدغهها ميافزاييد!
ما يعني من و تو اي معلم، تا به كي بايد دم نزنيم؟ زمان سكوت گذشته بايد كاري كرد كارستان، هماهنگ و يكدست. بالاتر از سياهي رنگي نيست.
من اگر برخيزم، تو اگر برخيزي، همه برميخيزند ... !
من اگر بنشينم، تو اگر بنشيني، چه كسي برخيزد ... ؟
... و ندایی که به من می گوید:
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار
سحرنزديك است
